ایران ناگهان پیر میشود/ افزایش ۲۰ درصدی سالمندان تا ۲۰ سال آینده

آمارها جای تردید باقی نمیگذارند. هشدار درباره سالمندی ناگهانی جامعه ایرانی کاملا جدی است و بدون توجه به آن، فردایی به مراتب دشوارتر در انتظار همه ما خواهد بود.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، حسین عبدلی، نماینده مردم نطنز در مجلس و عضو کمیسیون بهداشت و درمان، خبری داده که شاید شنیدنش برای ما عادی باشد اما واقعا این خبر عادی نیست: تا سال ۱۴۳۰، جمعیت سالمندان ایران به حدود ۳۰ درصد از کل جمعیت کشور خواهد رسید. این یعنی از هر ده نفر، سه نفر بالای ۶۵ سال سن خواهند داشت.
در حال حاضر، این رقم کمتر از ۱۰ درصد است. یعنی در فاصله تنها ۲۵ سال، با یک افزایش ناگهانی ۲۰ درصدی روبهرو خواهیم بود. البته در برخی از تحلیل ها این بازه زمانی تا بیست سال آینده عنوان شده است.رقمی که اگر امروز برایش برنامه نداشته باشیم، فردا تبدیل به یک بحران بیسروته میشود.
پیر شدن، فقط یک آمار خالی نیست
افزایش تعداد سالمندان را نباید فقط در قالب آمار و نمودار دید. پشت هر عدد، یک انسان است. انسانی که روزی جوان بوده، روزی کار کرده، روزی برای ساختن این کشور تلاش کرده و حالا نوبت ماست که به او برگردیم.
اما ماجرا فقط «تعداد» نیست. مسئله این است که این جمعیت رو به رشد، نیازهای خاص خودشان را دارند: سلامت، مراقبتهای اجتماعی، حمایت عاطفی و گاهی سادهترین چیزها مثل یک همراه برای رفتن به داروخانه.
عبدلی در این باره تأکید میکند که بحران سالمندی فقط به افزایش تعداد محدود نمیشود، بلکه چالشهای مربوط به سلامت و رفاه این گروه سنی، بهویژه در شرایط بحرانی مثل جنگ یا بلایای طبیعی، اهمیت چندبرابری پیدا میکند.
سالمندان در بحران؛ فراموششدهترین قربانیان
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای صحبتهای عبدلی به شرایط بحران بازمیگردد. او هشدار میدهد: «در شرایط بحران، سالمندان بهویژه افرادی که تنها زندگی میکنند یا دارای بیماریهای مزمن هستند، به حمایتهای فوری نیاز دارند.»
تصور کنید در روزهای احتمالی ناآرامی، بمبها و آژیرها، یک سالمند تنها با فشار خون بالا و دیابت، بدون دسترسی به داروهای روزانهاش، چه وضعی پیدا میکند. یا در گرماگرم بحران اقتصادی، بازنشستهای که حقوقش دیگر به اندازه یک سوم خرجهای ماهانهاش هم نمیرسد.
این دقیقاً همان نقطهای است که ضرورت توجه به خانوادهها را دوچندان میکند. سالمندی که در کنار فرزندان و نوههایش زندگی میکند، در بحران تنها نیست. اما چه کنیم که سبک زندگی مدرن و فشارهای اقتصادی، بسیاری از سالمندان را به زندگی تنها کشانده است.

قانون جوانی جمعیت؛ به تنهایی کافی نیست
مجلس دوازدهم با تصویب قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت تلاش کرده تا سیاستهایی برای تقویت نسل جوان و کاهش روند سالمندی جمعیت تدوین کند. عبدلی خود از جمله نمایندگانی است که بر اجرای این قانون تأکید دارد.
اما او صادقانه اعتراف میکند: «این قانون به تنهایی کافی نیست.» باید با برنامهریزیهای دقیق و اجرایی، به مسائل سلامت، مراقبتهای اجتماعی و حمایتی برای سالمندان نیز پرداخته شود.
یعنی نمیشود فقط به فکر افزایش موالید بود و از کسانی که امروز زحمتکش این سرزمیناند غافل ماند. نمیشود فردا را ساخت بدون اینکه امروز پاسدار دیروز بود.
اقدام ضروری برای آیندهای که از راه میرسد
با توجه به هشدارهای عبدلی و نگاهی به تجربه کشورهای پیر جهان، سه کار اساسی وجود دارد که باید از حالا برایشان برنامه ریخت:
اول: تقویت نظام مراقبت در منزل
اکثر سالمندان ترجیح میدهند در خانه خودشان بمانند. باید سیستم حمایتی وجود داشته باشد که پرستار در منزل، ویزیت پزشک در خانه و تحویل دارو به درب منزل را ممکن کند. این کار هم هزینه نظام سلامت را کاهش میدهد، هم آرامش روحی سالمند را حفظ میکند.
دوم: آموزش خانوادهها
بسیاری از ما نمیدانیم با یک سالمند افسرده یا فراموشکار چگونه رفتار کنیم. نیاز به آموزشهای همگانی درباره «مراقبت از سالمند» در خانوادهها حیاتی است. این آموزش هم از رسانه ملی، هم از مساجد و هم از مدارس (برای نسل جوان) باید شروع شود.
سوم: بازتعریف نقش سالمندان در جامعه
سالمندی نباید به معنای حذف شدن باشد. تجربه، دانش و فرصتی که یک بازنشسته برای مشاوره، آموزش یا حتی کار نیمهوقت دارد، میتواند منبع ارزشمندی برای جامعه باشد. ایجاد بانکهای مهارت سالمندان و فرهنگسازی برای استفاده از این گنجینه، هم به اقتصاد کمک میکند، هم به روحیه خودِ سالمندان.
توجه دولتمردان
عبدلی بر اهمیت همکاری همهجانبه میان نهادهای دولتی، سازمانهای مردمنهاد و جامعه تأکید دارد و میگوید: «با پیادهسازی سیاستهای جمعیتی مناسب و ارائه خدمات بهداشتی و اجتماعی مؤثر، میتوانیم از آسیبهای جدی به سالمندان در شرایط بحرانی جلوگیری کنیم.»
بدون شک نقش دولتمردان در این حوزه بسیار مهم است و بی توجهی و یا اجرای برنامه های سبک، بحران فردا را تشدید خواهد کرد.
بحران سالمندی نه تهدید است و نه اجتنابناپذیر. یک واقعیت است. واقعیتی که اگر امروز آن را ببینیم و برایش برنامه داشته باشیم، فردا نه تنها فاجعهای رخ نمیدهد، که میتواند فرصتی باشد برای یک جامعه بالغ و خردمند.
ما نمیتوانیم جلوی پیر شدن جمعیت را به یکباره بگیریم. اما میتوانیم جلوی پیر شدنِ ناآمادهی نظام سلامت و حمایتهای اجتماعیمان را بگیریم.
این گزارش فقط یک هشدار نیست. یک دعوت به اندیشیدن است. برای خودمان، برای پدران و مادرانمان و برای فردایی که شاید خودمان هم جزو آن ۳۰ درصد باشیم.
میتوانیم خانه دار شویم ؟
میتوانیم از پس مخارج تحصیل و در مان و غیره بر بیائیم
میتوانیم خرج روزمره را با این تورم و گرانی بر بیائیم
کیفیت مهمه ، متاسفانه خودتان میزان هوش برخی از جوانان را در دفاع از پهلوی بی وجود شاهد بودید
در دهه های بعدی و با فوت دهه شخصتی ها ،ایران آینده ما با مشکلات فراوانی دست به گریبان خواهد بود.
نسل بعدی واقعا تن به هر کاری با هر مشقتی نمی دهد .تشخیث درست یا غلط بودش با ما نسل دهه شخصتی ها نخواهد بود.




